سایت جـامع آستـان وصـال شامل بـخش های شعر , روایت تـاریخی , آمـوزش مداحی , کتـاب , شعـر و مقـتل , آمـوزش قرآن شهید و شهادت , نرم افزارهای مذهبی , رسانه صوتی و تصویری , احادیث , منویـات بزرگان...

ذکر مصائب حمله به خانه امیرالمؤمنین و حضرت زهرا علیهم السلام

شاعر : رضا خورشیدی‌فرد
نوع شعر : مدح و مرثیه
وزن شعر : فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن
قالب شعر : قصیده

بعد از این‌که دفن شد آن شب پیمبر در سکوت            سُست شد ایمان مردم، مُرد باور در سکوت

شد غدیر خم شبیه رازهای سر به مُهر            محو شد از خاطرات، آن حج آخر در سکوت


کـینه‌ها سر باز کرد و فـتنه‌ها آغاز شد            آتش آن کینه‌ها شد شعله‌ورتر در سکوت

شهر، تنها در هجوم فتنه چشم خیره داشت            لال بود و گنگ بود و بُهت‌آور در سکوت

فـتـنـۀ نَــمـرود شـد آتـش‌بـیـار مـعـرکـه            هیزم آوردند مردم بار دیگر در سکوت

سوخت میراث پیـمبر در میان شعـله‌ها            بسته شد دستان حق؛ دستان حیدر در سکوت

در میان بی‌تفـاوت‌های بی‌اصل و نسب            سوخت آیه آیه آیه قلب کوثر در سکوت

دختر آئـینه را در کـوچه‌ها سـیلی زدند            شد شنیده آن صدای تلخ، بهتر در سکوت

روزِ روشن در میان کوچه افتاد از نفس            در میان هَجمه‌های شعله‌پرور در سکوت

بین طوفان‌های بی‌غیرت، میانِ گرد و خاک            پُر بها شد چادر زهرای اطهر در سکوت

در هجوم بی‌صدایی، یک نفر فریاد شد            فاطمه در بین آن خوف و خطر فریاد شد

از نفس افتاده بود، اما نفـس‌ها را بُـرید            چون رسول‌الله آمد، چون پدر فریاد شد

ذوالفقاری از کلام آورد و در آن معرکه            پیش رفت و پیش رفت و بیشتر فریاد شد

از محمد، از پدر تا گفت قدری گریه کرد            گریه کرد و باز با چشمان تَر فریاد شد

از کـتاب‌الله ناطق گـفت؛ از مولا عـلی            رو به منبر کرد و با خون جگر فریاد شد

بر سر این بی‌تفاوت مردمِ از حق گریز            در میان صحن مسجد با تشر فریاد شد

آه امـا هر چه او فـریـاد شد، فـریـاد شد            دید تنها عده‌ای را مات و مضطر در سکوت

بعد از آن زهرای اطهر ذرّه ذرّه آب شد            شد شبیه یک خیالِ گریه‌آور در سکوت

در غـریـبـی گـوشـۀ آن خـانۀ مـاتـم‌زده            ماند تا جان داد روزی بین بستر در سکوت

غسل داد او را امیرالمؤمنین با اشک چشم            زیر نور ماه، با چندین کبوتر در سکوت

روی برگ لاله‌ها با خون دل باید نوشت            نیمه‌شب تشییع شد آن یاسِ پرپر در سکوت

از امیرالمؤمنین آن شب امانت را گرفت            در میان قـبر، دستانِ پیـمبر در سکوت

نـاکجـا آبـاد شد دنـیـای بعـد از فـاطـمـه            بی‌نهایت شد غم ساقی کوثر در سکوت

می‌رسد پایان این جریان به روز رستخیز            می‌رسد وقتی سواره بین محشر در سکوت

نقد و بررسی